منتظر باشید تا صفحه کامل بارگذاری شود
غیرفعال کردن حالت بارگذاری
×

مشاهده خبر

دکتر محمدعلی رجبی دوانی در یادداشتی تبیینی به مناسبت هفته هنر انقلاب اسلامی، به واکاوی ابعاد معنوی، تمدنی و وجوه حماسی هنر متعهد پرداخته و نسبت هنر انقلاب را با میراث تاریخی ایران و آموزه‌های رهبران حکیم انقلاب تشریح کرده است.

 

به گزارش روابط عمومی دانشگاه بین‌المللی سوره، در این یادداشت تحلیلی ماهیت هنر انقلاب اسلامی به عنوان هنری مستقل و متمایز از الگوهای غرب‌زده مورد واکاوی قرار گرفته است. نویسنده با نگاهی به ریشه‌های حکمی و معرفتی، به تبیین جایگاه هنرمند متعهد در مسیر تمدن نوین اسلامی پرداخته و نقش هنر حماسی را در افشای باطن استکبار و حرکت به سوی آرمان‌های اصیل انسانی تشریح می‌کند. این مطلب همچنین بر ضرورت پیوند هنر معاصر با مآثر قدیم و سنت‌های حسنه ایرانی-اسلامی تأکید دارد.

 

یادداشت دکتر محمدعلی رجبی دوانی به شرح زیر است:

 

«بسمه تعالی»

 

«تجدید عهد با هنر انقلاب اسلامی ایران»

(این متن برگرفتی همراه با اضافات، از کتاب «حکمت و آداب معنوی در هنر اسلامی» با یادی از آموزه‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سیدعلی خامنه‌ای است.)

 

 

سخن از هنر اسلامی معاصر به‌عنوان یکی از مظاهر تمدن نوین اسلامی در شرایط تحولات ملتهب فرهنگی و اجتماعی منطقه و جهان، آن‌هم با محوریت جمهوری اسلامی ایران، نکات مهمی را می‌تواند مورد غفلت قرار دهد؛ اما چه می‌شود کرد؟ مگر می‌توان سخن از هنر را بدون هرگونه همزبانی و یا همسخنی با هنر انقلاب اسلامی ایران پی گرفت؟

 

انسان همواره نسبت به عهدی که با حقیقت دارد تاریخ می‌سازد و با این عهد نسبت به هستی خود و عالم اشعار می‌یابد و عالم جدیدی بنیاد می‌کند. بازجست دل‌آگاهانه هنر را می‌توان با بازنگری عملکرد هنر انقلاب اسلامی در چند دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مورد توجه قرار داد تا زمینه‌ای شود که نسبت به عهد هنر و هنرمندان در این برهه از زمان، اعتنایی دل‌آگاهانه نماییم.

 

با مطالعه‌ای گذرا بر آثار هنری انقلاب اسلامی ایران می‌توان مشاهده کرد که در تمامی زمینه‌های هنری، گونه‌ای خاص از جلوه‌های هنر پدید آمده که با آنچه در جهان معاصر، به نام «هنر» عرضه می‌شود و بنیاد غرب‌زده و خودبنیاد دارد متفاوت است؛ هر چند مخالفان انقلاب اسلامی را خوش نیاید و با طعن‌ها و تحقیرها، سعی در جلوگیری از روند این حرکت اصیل و تاریخی نمایند. اما به سبب پشتوانه عمیق هنر انقلاب اسلامی ایران و رهبری‌های فکری رهبران حکیم آن، این راه نه تنها انکارپذیر نبوده، بلکه توقف‌پذیر هم نیست و راه کمال خود را پیموده و خواهد پیمود.

 

«مدعی کو نکند فهم سخن، گو چه باک / کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد»

هنر انقلاب اسلامی، ماهیتاً صورت و باطنی مستقل دارد و هیچ نوع مشارکت یا امتزاجی با هنرهای خودبنیاد و کفر زده امروز ندارد؛ زیرا هنرمند انقلاب اسلامی می‌داند که پیامبرش فرمود «من تشبه بقوم فهو منهم» هر کس خود را به قومی تشبیه کند از آن قوم خواهد بود. چنین هنرمندی نمی‌خواهد از قوم و ملت اسلام خارج شود. گوهر هنر انقلاب، عطیه‌ای است به هنرمندانی که در اثر مجاهدت با نفس و مظاهر آن در میادین گوناگون، خود را مهیای پذیرش حقایق انقلاب اسلامی کرده‌اند. «انقلاب هنری» و «هنر انقلابی» لازم و ملزوم یکدیگرند، بدین معنی هیچ انقلاب هنری به وجود نمی‌آید مگر ابتدا در وجود هنرمندان تحول انقلابی صورت گیرد. این دو جلوه جهاد با نفس و جهاد فی سبیل الله با مظاهر کفر و الحاد، نزدیکی و یگانگی هنرمند را با مردم به وجود می‌آورد و از همین جهت، تعهد هنرمند نسبت به خلق نیز محقق می‌شود.

هنر انقلاب اسلامی بر اساس عهد با حقیقت انقلاب و اسلام، هر نوع عهدشکنی و رجوع به طاغوت را عین فسق و ظلمات پس از هدایت می‌داند و تمامی تلاش خود را در پاسداشت عهد با انقلاب به کار می‌برد. این عهد را در مقام «لی مع الله» و قرب فرائض پاس می‌دارد. از این جهت است که دیگر در انتظار شاعران و هنرمندانی که برایمان «خانه امید» بسازند نباید بود، زیرا با انقلاب اسلامی امید، محقق شده و آنچه هنرمند را به زبان می‌آورد حماسه‌ای شیرین است. این حماسه که با آهنگی پر شور به استقبال حقیقت می‌رود شعر زمانه ماست.

 

امروز می‌بینیم که هنرهای حماسی ما، سراسر زیبایی و نشاط است. این بنای «عهد قدیم» که با طرب همراه است در چشمان اشکبار هنرمندان مجاهد استوار گشته است. این عهد و پیمان، طریقت «اهل فتوت» و راه و روش جوانمردان است. عهد اهل فتوت، عهد با ولایت است. ولی هادی است و با چنین راهبری، مرتبه‌ای از «فتوتِ ولایی» ظهور می‌کند که در شکل‌گیری «هنر عام» و «هنر خاص» در دوران انقلاب، مصداق‌های آن را شاهد بوده‌ایم. اگر به آثار ادبی و هنری انقلاب بنگریم، صفات جوانمردی همچون: امید، «رؤیت حقایق اشیاء، مشاهده نقوش ملکوتی، ملاحظات تجلیات الهی و نتیجه مداومت در توبه و اعراض از ماسوی الله» را شاهد خواهیم بود.

 

هنر انقلاب اسلامی «مقدس» است؛ زیرا در یک مغازله دو جانبه با «حق» و «خلق» قرار گرفته و گویای زبان حق در بیان خلق است. شاید هیچ نشانی بر قداست هنر انقلاب اسلامی مهم‌تر از این نباشد که چنین هنری، در هیچ بازار مکاره هنری، جایگاهی نمی‌یابد و دور از بازار خرید و فروش دلالان و سرمایه‌داران بی‌درد به راه خود ادامه می‌دهد. جهت هنر انقلاب اسلامی قرب به درگاه معبود بوده و مخاطب آن، خلق محروم و مستضعف و بینوایان جامعه است. آن‌ها که هنر را برای مصرف اوقات فراغت می‌خواهند نسبت به هنر انقلاب هرگز دلبستگی نشان نمی‌دهند زیرا آثار هنر انقلاب برای وقت‌کشی و تفریح ایجاد نشده و در ساحت تفکر، آن هم تفکری آماده‌گر، برای عبور از روزمرگی بوده و هشداردهنده است.

 

هنر انقلاب را می‌توان تنها هنر معاصر مورد قبول دانست؛ زیرا این عصر متعلق به مستضعفان و متفکرانی است که همه وجود خود را برای گذشت از وضع موجود گذاشته‌اند. هنرمندانی که هنوز این وضع هنر و تحول جهان معاصر را نشناخته‌اند، کورکورانه در جهت تکرار وضع لاحق گذشته عمل می‌کنند.

هنر انقلاب در اولین گام، نظام موجود را بر هم می‌زند و به آنچه به نام هنر، شناخته شده است «نه»، می‌گوید زیرا تا زمانی که مکر هنر غرب‌زده فعال باشد، جایی برای حضور گسترده هنر انقلاب پیدا نمی‌شود. هنر انقلاب اسلامی، خلاف‌آمد عادت است، صلح‌پذیر با عادات حاکم طاغوتی نیست و پس از فروپاشی نظم طاغوت، به کسب جمعیت می‌پردازد و طرحی نو در می‌اندازد. آنچه در این طرح نو، ظهور می‌کند، «جمال شاهد حقیقی» و یا به قول مولانا «عکس مه‌رویان بستان خداست». چنین هنری همگان را به فطرت خویش دعوت می‌کند و از طبیعت و روزمرگی می‌کند و این همان وظیفه یک هنر انقلابی است. با وجود چنین شرایطی، یکی از لوازم ذاتی هنر انقلاب، معرفت هنرمندان نسبت به مآثر قدیم و جدال با وضع موجود و حرکت به سوی وضع موجود می‌شود. آنچه در هنر انقلاب اسلامی ظهور می‌کند جلوه‌ای «حماسی» دارد. این جلوه حماسی، ضمن بیان آلام و دردهای جامعه انسانی، هرگز جنبه مأیوس‌کننده ندارد و موعود خویش را نوید می‌دهد. هر اثر حماسی، «هماورد» می‌طلبد، اما این هماوردطلبی، ساختگی نیست، بلکه اثر حماسی به سبب ماهیت مبارزاتی آن، مقابل خود را به ظهور می‌رساند. در هنر حماسی انقلاب اسلامی که با شعار «الله اکبر» ظهور یافته و جهت آن افشای باطن طاغوت مضاعف جدید است، مستکبرین را به مقابله فرا می‌خواند تا در این نبرد تاریخی، حقیقت انقلاب با سلاح هنر، بنیاد استکبار را افشا کند. این روحیه حماسی و جهادی، فضای تخدیری و بی‌تفاوت را از جامعه بیرون می‌برد و همگان را مهیای پذیرش تفکر آماده‌گر و راه مقاتله فی سبیل الله را هموار می‌سازد. با این حال می‌توان با مقایسه هنرهای پیش از پیروزی انقلاب با آنچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ظهور نموده، ظهور اسم لطف «رحمان» در هنرهای انقلاب اسلامی را شاهد بود.

 

«اندر آن محفل که نبود باده غیر خون خلق / جز صفیر تیغ یا رب هیچ خنیاگر مباد»

«در حریم شعله خوش کرد این دعا پروانه دوش / کای خدا پروانه‌ای محروم از این تقریر مباد»

(معارف)

 

در زمان طاغوت پهلوی، برنامه‌ریزی هنری در جهتی شکل گرفته بود که مواریث گذشته و آداب معنوی هنر با تمسخر و تحقیر به فراموشی رفته و با اشاعه فحشاء و بی‌بندوباری، هنر از هر گونه تعهد دور مانده بود و در اشاعه این مسیر، اربابان فرهنگ غربی نیز سخاوتمندانه حضور فعال می‌یافتند. چنانچه در یکی از اسناد آمده است:

«در آن زمان دولت فرانسه با هدف نفوذ هر چه بیشتر فرهنگ و هنر خود و تأثیرگذاری بر ایرانیان، این دانشکده [هنرهای زیبای دانشگاه تهران] و دانشجویان آن را تحت کنترل داشت و اساتید فرانسوی بدون دریافت دیناری دستمزد از دولت ایران، در این هنرکده تدریس می‌کردند. دولت فرانسه افزون بر خدمات آموزشی، در هر دوره به عده‌ای از دانشجویان بورس تحصیلی می‌داد و آن‌ها را به فرانسه می‌برد» (بی‌نام، ۱۳۷۷: ۷۶).

 

بر اساس چنین آموزه‌هایی، استادان فرنگ‌رفته، فصل جدیدی در آموزش هنر کشور ایجاد کردند که با تمامی موازین اعتقادی، هنری و حتی اخلاقی جامعه ایران بر سر ستیز بود. برخی از پیروان هنر بی‌درد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تکرار همان هنر طاغوت‌زده، درصدد آن بودند که تحولات نوین در اندیشه و هنر انقلابی را نفی کنند یا اینکه با هر گونه جلوه هنر انقلابی، به‌ویژه با اندیشه اسلامی صریحاً مخالفت نمایند. شهید آوینی در نقد نظر آن‌ها چنین می‌نویسد:

 

«این هنرمندان با رغبت فراوان حاضرند در تبلیغ صابون و پودر رختشویی و ... آفیش‌های فیلم‌های سینمایی کار کنند، اما چون سخن از صدور انقلاب و یا پشتیبانی از رزم‌آوران میدان مبارزه با استکبار جهانی به میان می‌آید، روی ترش می‌کنند که، نه آقا، قبول سفارش، هنر را می‌خشکاند! این کدام هنر است که برای پروپاگاندای تجارتی، فوران می‌کند اما برای عشق به خدا، نه؟ آیا هنرمند با این انتخاب، نوع تعهد خویش را مشخص نکرده است؟ حال آنکه آزادی حقیقی تنها در عشق به خداست و هنر آنگاه حقیقتاً آزاد می‌شود که غایتش وصول به حق باشد» (۱۳۸۶: ۱۲).

 

وقتی در کلام رهبر شهید انقلاب اسلامی گفته می‌شود: «هنر، عطیه و موهبت الهی است و برجسته‌ترین مخلوقات الهی و ارزشمندترین صنع پروردگار است»، هنرمند خود را در ذیل مقام صانعی می‌بیند که همه جلوه‌های صنع او «بدیع» است و از این رو می‌بایست اثرش مظهر اسم «البدیع» حق باشد. در این صورت هنرمند انقلاب اسلامی جز کلام حق چیزی را بر زبان و دستان خود نمی‌آورد و همین مسئله رمز تحول در جهت تعالی جامعه و جاودانگی هنر آنان است.

 

آموزه‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی مبین استقلال در اندیشه و زمان‌شناسی و خودآگاهی تاریخی هنرمندان به‌منظور زمینه‌سازی تمدنی است که بنیادش بر «نوآوری» و نفی تحجّر و خودبنیادی موهوم برخاسته از تفکر الحادی غرب است. چنانکه فرمودند:

«هنر امروز ایران، هنر مقاومت است نه هنر تسلیم و سازش. این گونه هنر، شرط اصلی آگاهی و زمان‌شناسی و نیز شجاعت و گستاخی در برابر تهاجم وحشیانه‌ای است که در آن از همه ابزارها برای سرکوبی و به ذلت کشاندن ملت ما استفاده می‌شود. بقایای هنر دوران طاغوت که تسلیم در برابر تهاجم فرهنگی بیگانگان، روح و ویژگی اصلی آن بود، نمی‌تواند در بنای فرهنگ و هنر انقلابی این روزگار نقش و سهمی داشته باشد» (آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۷۷: ۲۲).

 

پس از دوران کوتاه رهبری امام خمینی (ره)، زمان مناسبی رسید تا رهبر شهید انقلاب با تماس‌های مستقیم با هنرمندان، نظریات خود را در باب هنر بیان کنند. نظریات ایشان در باب هنر دینی یا هنر اسلامی بر محور هستی‌شناسی این هنرها در زمان معاصر قرار داشت. چنانکه فرموده‌اند:

 

«هنر دینی به هیچ وجه به معنای قشری‌گری و تظاهر ریاکارانه دینی نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینی به وجود نمی‌آید. ای‌بسا هنری صد در صد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و غیر دینی استفاده شده باشد. نباید تصور کرد که هنر دینی آن است که حتماً یک داستان دینی را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینی، مثلاً روحانیت و غیره صحبت کند. هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه ادیان و بیش از همه دین مبین اسلام به نشر آن در بین انسان‌ها همت گماشته‌اند و جان‌های پاکی در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهن‌ها ماندگار سازد» (سیاهپوش، ۱۳۹۰: ۷۲۴).

 

تاریخ هنر و فرهنگ ایران گواه یک تجربه تاریخی مبتنی بر تفکر توحیدی است. آثار تمدنی ایران از قدیمی‌ترین زمان و در همه ادوار آن، نمایشگر درک تاریخی ملت ایران نسبت به هستی مشترک همه اشیاء و امور و وحدت همه جلوه‌های تمدنی است. همه هنرها و صنایع و آثار معماری ایرانی، ترجمان اعتقاد به اصالت عالم نور در جلوات آثار تمدن ایرانی است. دعوت به فطرت پاک ایرانی از طریق تطهیر درون، برای مشاهده عوالم نورانی سبب شده تا حوزه تاریخی هنر ایران در محدوده تنگ دوره‌ها محبوس نشود و سلسله پیوند ناگسستنی آن در همه زمان‌ها به نمایش درآید. التزام به پاسداری از سنت‌های حسنه هنر ایرانی برای احراز هویت تاریخی و پاسخگویی به خواسته‌های انسان امروز ضروری به نظر می‌رسد. از این جهت در تفکر انقلاب اسلامی ایران ضرورت پیوند با مآثر قدیم به‌عنوان یک جلوه از هویت انقلاب اسلامی مورد تأکید رهبران فهیم و آگاه ما بوده است.

مقام معظم رهبری بر اساس این اعتقاد که هنر انقلاب، زمانی هنری است که در فضای انقلاب و از زمین انقلاب بروید، نسبت به هنرهای اصیل ایرانی توجه خاص نمودند و همگان را به اصالت‌های هنر اسلامی ایران تشویق کردند؛ چنان که تعالی هنر موسیقی انقلاب را با توجه به موسیقی اصیل ایرانی می‌دانستند و تأکید می‌فرمودند:

 

«باید از موسیقی مبتذل و لهوی به‌ویژه آنچه در این رشته هنری، فاقد هویت ملی و اصالت ایرانی است پرهیز شود... و در این باره بیشتر از هنر اصیل ایرانی که با ساحت روحی و عاطفی مردم ما همخوان و همنواست به کار گرفته شود.»²

(2.سخنان رهبر شهید انقلاب، در حکم انتصاب ریاست صدا و سیما، .1372)

 

 

این‌گونه نگرش‌های عالمانه پس از پیروزی انقلاب، راه را برای تمامی هنرها باز نمود. ایجاد محافل گوناگون در سطح وسیع با گرایش‌های مختلف فکری و آزادی کامل، راه هر گونه تحجّر و جزم‌اندیشی را که نظام ستمشاهی مروج و حامی آن بود از بین برد. همچنین برپایی هزاران کلاس عملی آموزشی خصوصی در رشته‌های هنرهای سنتی در سراسر کشور در کنار راه‌اندازی دانشکده‌ها و حتی دانشگاه‌های هنر اسلامی ایران، نوید پیدایش هنرهای متعالی بر مبنای سنت حسنه اسلامی-ایرانی را فراهم ساخته است.

 

مجموعه هدایت‌های فرهنگی و روح حماسی انقلاب که مستعد گذشت از وضع موجود به وضع موعود انسان است، سبب پیدایش جلوه‌هایی از هنرها شده است که نشان از ظهور عوالم بدیع و انقلابی هنرمندان دردمند برای گذشت از عالم غرب‌زده کنونی و دستیابی به نهاد پاک انسانی آن‌هاست.

 

هنر انقلاب اسلامی در نهاد خود، حاصل شیدایی هنرمند پس از طی مراتب طلب، جذبه، صبر، اراده، توکل، تسلیم و رضا، تا مقام «تسخیر» است که دیگر زبانش بسته می‌شود و قلم از کفش می‌افتد و در حال مستی، دست دیگری قلمش را می‌گرداند و در حال بیخودی، وصف دیدار حق می‌کند. هنرمند در این مقام با حقیقت محرم می‌گردد و رازهای سر به مُهر آن را مشاهده می‌کند.

 

«از پای تا سرت همه نور خدا شود / در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی»

 

راه هنر بسته نیست زیرا هنر همواره جلوه‌های خود را بر دل‌های آماده می‌تاباند. همراهی با تقدیر انقلاب اسلامی می‌تواند ما را از عواقب خطرناک هنر اومانیستی عنان‌گسیخته غربی در امان بدارد و توانایی فهم مواریث فرهنگی را با شناخت حقیقت زمان، برای دستیابی به بیانی معاصر ایجاد نماید.

 

محمدعلی رجبی دوانی

فروردین، ۱۴۰۵

 

منابع:

- بی‌نام، ۱۳۷۷. معماران تباهی، دفتر پژوهش‌های کیهان، تهران: انتشارات کیهان

- آوینی، مرتضی، ۱۳۸۶. منشور تجدید عهد هنر، ماهنامه سوره، شماره ۱

- آیت‌الله خامنه‌ای، سید علی، ۱۳۷۷. هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی

- سیاهپوش، امیر، ۱۳۹۰. فرهنگ

اشتراک در:

کلمات کلیدی: دانشگاه سورهتجدید عهد با هنر انقلاب اسلامی ایران

نظر خود را بنویسید